به نام خدا
اینکه آیا دوباره فرصتی برای مطلب گذاشتن پیش خواهد آمد یا خیر را نمیدانم. امّا پس از چند سال فرصتی پیش آمد که این چند خط به رشتهی تحریر درآید.
زمانی دانشجویان و دانشآموزان از من میپرسیدند:"برای چه ریاضیات میخوانیم؟"؛ "چرا باید این همه ریاضیات بخوانیم؟"؛ امروز با این همه دانش و معلومات تنها چیزی که از ریاضیات برایم باقیمانده، منطق و برهان است. منطق و برهان در جامعهای که کمتر بهرهای از آن برده است. کمتر به دنبال کسب و پیاده نمودن آن است. این همه تلاش و زحمت برای این بود که در جامعهای متفاوت با جامعهای که زندگی میکنیم بیاندیشیم.
این خود بزرگترین نتیجه است. امّا برای دنیایی که در آن زندگی میکنیم، اگر فقط به زندگی و خوردن و آشامیدن قانع باشیم و کسب درآمدی و زندگی راحتی، یاد گیری ریاضیات بسیار کمسود است. زیرا با چنین خواستههایی نیاز به زحمت فراوان یادگیری ریاضیات نیست. فقط کافی است اندکی ریاضیات دانست. این جاست که سخن دانشجویان و دانشآموزان قدیم خود تبلور مییابد.
امّا اگر به دنبال درک حقیقت زندگی و پاسخ سؤالات متعدّد پیرامون وجود عالم هستیم، یادگیری ریاضیات بهترین وسیله برای پیشرفت است. هر چند که اصل موضوع فکر و اندیشه کردن است و آموختن چگونگی راهحل از فرض به حکم.
البته بسیار ریاضیدانانی هستند و بودهاند که در عین داشتن علم ریاضیات، اندک بهرهای در یافتن حقیقت نداشتهاند.
پس از مدّتها به وبلاگ آمدن، توفیقی بود که برای تکرار آن چشم در انتظار خواهم بود.